همکلاسی

روز نوشته های یک فقه و حقوقی...

همکلاسی

روز نوشته های یک فقه و حقوقی...

جون سالم بدر بردم!

سلام کیدز خودم!
خداوند رو شاکرم که تونستم جون سالم بدر ببرم آخه امروز با حجت الاسلام فنایی () کلاس داشتیم!

امروز دو ساعت باهاش کلاس داشتیم دیگه هر چی داشت رو کرد و گفت اینه!!!
ترکوند، بمعنای واقعی ترکوند، آخه خداوندا این چه پدیده ای آفریدی!

در مورد همه چی صحبت کرد(کنفرانس داد!) که البته حسابی هم همه رو خندوند من از اول هم به شخصیت پر رمز و رمز این انسان بسیار بسیار عجیب شک کردم و روز اول دانشگاه این تصویر رو ازش کشیدم که شخصیت رویایی این استاد گرامی رو بخوبی به تصویر می کشه:

البته ببخشید که دست خطم زیاد ارور میده!

برخی کلماتی که استاد زیاد روش میخ می کنه:

انکشف، به معنای افتادن دوزاری!

خیلی عذر میخوام فرزند نامشروع مثال ثابت استاد برای ذکر یک عمل خلاف شرع! و کلمه ای که ایشون بهش عشق میورزه کلمه سیب زمینی هست که نیاز به توضیح بیشتر نداره!

فردا چهارشنبه هم با استاد قافله باشی که برخی به اشتباه هنوز هم اون رو عبادیها میشناسن درس داریم آخه قبلا قرار بود عبادیها بیاد ولی نمی دونم چی شد...

اونم در منفجر کردن الباب(بقول استاد فنایی) -مغزها- ید طولایی داره و در شرح کلاسش کافیه اینو بگم که هر یه ربع کلاسش به اندازه دویست کیلو تی ان تی مخ رو تکون میده اما در مقایسه با استاد فنایی این کجا و آن کجا؟؟؟

از ایشون هم روز دوم  دانشگاه تصویری کشیدم که بنظرم یه جورایی بهش بخوره:!

 

                                

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد